#sarcasm Instagram Photos & Videos

sarcasm - 2.9m posts

Top Posts

  • GG.
  • GG.
  • 2,025 66 15 hours ago

Latest Instagram Posts

  • Tag a person for 3 cookies and a banana.
  • Tag a person for 3 cookies and a banana.
  • 2 1 8 minutes ago
  • Dark chocolate is good.
  • Dark chocolate is good.
  • 7 1 10 minutes ago
  • 1 1 12 minutes ago
  • به قول یکی از رفقا، این دفعه رفتم تو خط شعری در ارتباط با گوسپندها که این روزها خیلی ازشون صحبت میشه 🙄
ببینم نظرتون در موردش چیه 🤔
_________________________________
گوسپندی برای قربانی
انتخاب شد به دست چوپانی

برده شد توی وانتی با زور
عازم مقصدی نه چندان دور

ناله میزد ز درد تنهایی
گله میکرد پیش بالایی

که چرا کرده‌اش ز گله جدا
حرفش انگار شنید خدا

توی راه مردمی را دید
او به اذن خدا زبان فهمید

صحبت یکیشان رسید به گوشت
قیمتش را بگفت و رفت از هوش

دیگری که مزه‌اش از یاد
برده بود، جامه جر داد و زد فریاد

سومی که نداشت نان حتی
لقمه‌ای نوش کرد ز باد هوا

گوسپند چو این ماجرا بشنید
کارد را خود به گردنش بکشید

گفت یا خدایا تو مالک جانی
میشوم بنده با میل خویش قربانی

تا شود سود آن دوصد چندان
هم تو آسوده گردی، هم این مردان

تا رسیدند به منزل مقصود
گوسپند شاد بود و بس خشنود

شیخی از در درآمد و بگرفت
پشم‌های گوسپند طفلکی چه سفت

بردش او را کشان کشان به حیاط
تا بریزد به کام آب ممات

گفت شیخ به دوستان و فرزندان
میدهد گوشت به نیارمندان

کارد را کشید بر جایش
ناگهان سست شد چهار پایش

بع بعی گفت و افتاد بمرد
شیخ هم تا تهش همش را خورد

#poem #farce #sarcasm #sheep #insinuation😝
  • به قول یکی از رفقا، این دفعه رفتم تو خط شعری در ارتباط با گوسپندها که این روزها خیلی ازشون صحبت میشه 🙄
    ببینم نظرتون در موردش چیه 🤔
    _________________________________
    گوسپندی برای قربانی
    انتخاب شد به دست چوپانی

    برده شد توی وانتی با زور
    عازم مقصدی نه چندان دور

    ناله میزد ز درد تنهایی
    گله میکرد پیش بالایی

    که چرا کرده‌اش ز گله جدا
    حرفش انگار شنید خدا

    توی راه مردمی را دید
    او به اذن خدا زبان فهمید

    صحبت یکیشان رسید به گوشت
    قیمتش را بگفت و رفت از هوش

    دیگری که مزه‌اش از یاد
    برده بود، جامه جر داد و زد فریاد

    سومی که نداشت نان حتی
    لقمه‌ای نوش کرد ز باد هوا

    گوسپند چو این ماجرا بشنید
    کارد را خود به گردنش بکشید

    گفت یا خدایا تو مالک جانی
    میشوم بنده با میل خویش قربانی

    تا شود سود آن دوصد چندان
    هم تو آسوده گردی، هم این مردان

    تا رسیدند به منزل مقصود
    گوسپند شاد بود و بس خشنود

    شیخی از در درآمد و بگرفت
    پشم‌های گوسپند طفلکی چه سفت

    بردش او را کشان کشان به حیاط
    تا بریزد به کام آب ممات

    گفت شیخ به دوستان و فرزندان
    میدهد گوشت به نیارمندان

    کارد را کشید بر جایش
    ناگهان سست شد چهار پایش

    بع بعی گفت و افتاد بمرد
    شیخ هم تا تهش همش را خورد

    #poem #farce #sarcasm #sheep #insinuation 😝
  • 2 0 20 minutes ago
  • Besides, short people are very down-to-earth!😉
  • Besides, short people are very down-to-earth!😉
  • 4 2 20 minutes ago